آواآوا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

آوا نازگل مامان و بابا

بازم عکس...........

و اینم اندر احوالات تولد علی کوچولو تو و سوگند خانم که میدون دستتون بود همش در حال نای نای بودین.........اینجا هم که داری دالی میکنی..اه عکسش پرید بالا.اونجا رو ببین..         ...
20 شهريور 1391

بدون عنوان

میگم مامانی ببخشید که من عکسا رو با این همه تاخیر میزارمااااا. این یه روز تابستونی خوب که رفته بودیم شاهین شهر.تو و سوگند خانم هم که دیگهههههههه ...
20 شهريور 1391

بدون عنوان

البته خیلی خیلی عذر میخوام بابت ٨ ماه تاخیرم در گذاشتن عکسا.......   ...
20 شهريور 1391

عسلم

دختر نازک دلم......برگ گلم.آنقدر شیرین شده ای که نمیدانم از کجا آغاز کنم از حرف زدن های دلبرانه ات از خنده های شیرینت از قهر کردن ها و گریه های فریب کارانه ات یا......... عزیزم گاهی که بهت یه چیزی میگم که به دل نازکت برمیخوره دو تا دستات و میزاری رو چشمات و صدای گریه در میاری که یعنی.....بعد میبینم یواش داری از زیر انگشتات به من نگاه میکنی و اوضاع و میسنجی....نمیدونی چقدر دلبر میشی دلم میخواد بخورمت...اما باید با اقتدار باهات رفتار کنم.مبادا لوش بشی.........مامان فدات شه..میگم هوا خور دلت کو؟معصومانه سرت و خم میکنی و به نافت نگاهی میندازی و میگی اینااااااا(با یه لحن قشنگا)دلم و آب میکنی.... بابای مهربون برا دخترش دو تا اردک خریده بود که ...
20 شهريور 1391
1